جوین

غلام سیاه روی امام

جوین

غلام سیاه روی امام

جوین

گفت: به خدا سوگند، بویى بد، تبارى پست و رنگى سیاه دارم، پس بهشت را از من دریغ مَدار تا بویم خوش و تبارم، نیکو و رویم سپید شود! نه! به خدا سوگند، از شما جدا نمى‌شوم تا اینکه خون سیاهم با خون شما، در آمیزد.

پیوندهای روزانه

 فیلم سینمایی نوح به کارگردانی دارین آرونوفسکی، و با هزینه ی ۱۲۵ میلیون دلاری ساخته شد. به اذعان کارگردان، در میان منابع استفاده شده در تولید این فیلم علاوه بر انجیل، کتاب خنوخ یا خنجوخ (جد نوح نبی) و کتاب جوبیلی (از کتب مذهبی یهودیان) استفاده شده است اما این فیلم در واقع پایبندی بسیار کمی به داستانِ مذهبی نوح دارد؛ فیلم با روایت های تورات و قرآن کاملا متفاوت است و تیم تهیه کننده‌ فیلم به دلخواه بخش‌های زیادی را به داستان مذهبی فیلم اضافه و یا از آن کم کرده است‌.

کارگردان فیلم کیست؟

دارن آرنوفسکی کارگردان، فیلمساز و تهیه کننده ۴۵ ساله آمریکایی قبل از ساخت فیلم نوح، فیلم هایی چون پی، مرثیه یک رویا، کشتی گیر، چشمه و قوی سیاه را در کارنامه خود دارد و در بیشتر آنها خود هم نویسنده و هم کارگردان بوده است.وی که در دوران جوانی، چند روزی در یک یشیفای (yeshiva) ارتودوکس (موسسه ی آموزشی یهودی که به مطالعه ی متون مذهبی یهودی چون تورات و تلموت می پردازد) در اسرائیل گذرانده است

در این میان فیلم کشتی گیر پر ارتباط تر با ایرانیان باشد. فیلم کشتی گیر روایت گر داستان یک ورزشکار آمریکایی کشتی کج می باشد. در انتهای این فیلم، این ورزشکار آمریکایی با رودررو شدن با کشتی گیری از جمهوری اسلامی ایران به نام آیت الله (!) وی را شکست داده و به پرچم مقدس جمهوری اسلامی توهین می کند.

گفتنی است در فیلم های آرنوفسکی عرفان های یهود، مذهب کابالا و روان پریشی موج می زند.

در ابتدا، فیلم با یک فلش بک شروع می شود و با درج نوشته هایی از تورات «سفر پیدایش باب اول» آغاز می شود و داستان پیدایش هستی و سپس خلقت آدم و حوا را بر اساس این کتاب بازگو می کند.
در ادامه با آغاز فیلم، «لمک» پدر حضرت نوح در حالی که می خواهد ارثیه پیامبری را به نوح واگذار کند، اجداد و نسب خود را از حضرت آدم تا حضرت نوح بازگو می کند.
نکته قابل تأمل آن است که «لمک» در فیلم نوح، تنها از ۸ نسل نام می برد و اسمی از حضرت «ادریس» و «خنوخ» اجداد حضرت نوح به میان نمی آورد!
جالب آنجاست که نام حضرت «ادریس» و حضرت «خنوخ» در نسب نامه حضرت عیسی و حضرت محمد(ص) آمده اند.
انتقال پیامبری

در سکانس بعدی فیلم دیده می شود که نوح کودک همراه با لمک ( پدر حضرت نوح) نشسته اند و پدر حضرت نوح با به دست کردن پوست ماری تلاش می کند تا رسوم انتقال پیامبری را به جای آورد حال آنکه در ابتدای فیلم آن موجودی که انسان را در بهشت فریب داد(شیطان) را به شکل مار متصور کرده و پوست انداختن این مار را به تصویر کشیده.

ویژگی جالب دیگر این پوست این است که هنگامی که در مقابل باد قرار می گیرد صدای زنجیر می دهد. بنده تصور می کنم با نمایش این صحنه، کارگردان فیلم تلاش می کند نشان دهد که پیامبران با دروغ و نیرنگ سعی بر فریب انسان ها و به زنجیر کشیدن آنها دارند. از طرف دیگر این طرز پوشیدن پوست مار بسیار شبیه عمل مذهبی یهود (تفیلین) می باشد.

دست پدر نوح

شباهت پوشیدن پوست مار توسط پدر نوح با مراسم تفیلین

تفیلین

سرباز صهیونیست در حال نیایش با بستن تفیلین بر دست چپ و پیشانی

پیامبر، مردم و آفریدگار

نکته دیگری که ذهن بیننده را آزار می دهد پیامبر و خدایی است که در این فیلم به نمایش در آمده. این خدا همانند ایزدهای یونانی از سر خشم و نفرت تصمیم به انتقام‌ از انسان‌ها می‌گیرد. انسان‌های خلق شده، دیگر حوصله‌ گوش سپردن به خدا را ندارند؛ خدا نیز حوصله‌ آنها را ندارد. هر کدام در فکر خلاصی از شر دیگری است اما پیامبر این فیلم نیز تفاوت خاصی از این لحاظ با مردم ندارد: او قربانی شغل خود است، کسی که از هدف و عقیده‌ خود در هیچ شرایطی دست بر نمی‌دارد؛ منطقی که درنهایت سبب جدایی پسرش از او می‌گردد.

نکته قابل توجه در فیلم آن است که پیامبر خدا در فیلم نوح، هیچ گاه نامی از خداوند را نیاورده و تنها به استفاده از لفظ آفریدگار بسنده می کند. دلیل آن شاید این باشد که کابالایست ها از بردن نام خداوند ابا کرده و او را آفریدگار/creator(بدون توجه به ربوبیت وی) می دانند. در ثانی هیچ جای فیلم ارتباط معنوی با خداوند رخ داده نمی شود بلکه پیامبر خدا را رمالی نشان می دهد که تنها از طریق برخی خوابها و یا خوردن نوشیدنی ها از آینده خبر می دهد. آینده ای که هیچ تغییری در آن ممکن نیست. حتی نوح آرنوفسکی توانایی تفسیر خواب خود را ندارد و به سراغ پدر بزرگ خود می رود در حالی که پیامبران الهی از طریق وحی و نه احتمالات عمل می کردند.

فارغ از اینها نوح نبی در درون جامعه به دنیا آمد و ۹۵۰ سال با صبر و حوصله مردم خود را موعظه می کرد. نه اینکه در چادری دور از مردم زندگی کند. نوح آرنوفسکی فرد سنگدلی و متکبری است که خود را جدای از مردم می بیند و حتی آنها را انسان صدا می زند. هنگامی که مردم به سمت او می آیند به شدت آنها را پی می زند در حالی که طبق آیه قرآن: وَیَصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ۚ قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ (هود/۳۸) _ و (نوح) کشتی را می ساخت ، و هر گاه گروهی از اشراف قومش بر او می گذشتند، او را مسخره می کردند ،(نوح) می گفت : اگر ما را مسخره می کنید ، پس ما (نیز) شما را مسخره خواهیم کرد؛ همین گونه که مسخره می کنید.

همچنین افراد کشتی نوح را تنها خانواده وی تشکیل نمی دادند. طبق آیات سوره شعرا تمامی همراهان حضرت نوح در کشتی حضور داشتند. فَأَنجَیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (۱۱۹) ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِینَ (۱۲۰) إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَهً ۖ وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۲۱) پس او و کسانی را که همراه او بودند، در (آن) کشتی پر (و انباشته) نجات دادیم. (۱۱۹) سپس بقیه را غرق کردیم. (۱۲۰) بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای (روشن) است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند. (۱۲۱)

از طرفی در فیلم فرزند دوم نوح که حم نام دارد نوح را ترک کرده و به دنبال همسری برای خود میان مردم می رود ولی باز هم پدر به دنبال او می آید و به کشتی برمی گردد ولی مطابق آیات سوره ی هود: وَهِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یَا بُنَیَّ ارْکَب مَّعَنَا وَلَا تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ (۴۲) قَالَ سَآوِی إِلَىٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ ۚ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ ۚ وَحَالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ (۴۳) و آن (کشتی) آنها را در موجی همچون کوهها می برد و در آن هنگام نوح فرزندش را که در کناره ای بود؛ صدا زد :«ای فرزندم ! همراه ما سوار شو ، و با کافران مباش ». (۴۲) گفت: «به زودی به کوهی پناه می برم که مرا از آب حفظ می کند !» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگه دارنده ای در برابر فرمان خدا نیست ، مگر کسی که خدا به او رحم کند» و (نا گاه) موج در میان آن دو حائل شد ، پس (او) ازغرق شدگان گردید .(۴۳)

همانطور که بر همگان واضح است فیلم کشتی نوح بر هیچ کتاب دینی استوار نیست و داستان، پیامبر و خداوندش تنها عقایدی از کابالا برای تقلیل جایگاه پیامبران و خداوند قادر مطلق در اذهان مردم می باشد.

+در سایت آی پرس

+در سایت همت نیوز

+درسایت آگاه نیوز

+درسایت دانا

+در سایت صدای دانشجو

  • جوین حری

هیچ گاه به دید خوشبینانه به مربی پرتغالی تیم ملی نگاه نکردم تا بعد از بازی های جام جهانی . شبی که آقای کی روش به شبکه سه آمد و در خلال صحبتش چنان عیب یابی از دیدگاه مدیریتی کشور کرد که باعث تغییر دیدگاه من نسبت به ایشان گردید . او گفت :وقتی در یک تیمی رهبر هستید تصمیمات خود را با وفاداری انجام می‌دهید. وقتی من وارد ایران شدم از چند مربی مصاحبه گرفته و آنها را به کار دعوت کردم اما اولین اتفاقی که افتاد این بود که اکثریت آنها توقع دستمزد داشتند که فدراسیون نمی‌توانست آن را پرداخت کند .


چیزی که او می گوید وفاداری ، من می گویم توجه مدیران به آرمانها


ناخودآگاه یاد سخنرانی سردار نقدی در رابطه با پرونده کرباسچی افتادم . آنجا که می گفت :« وقتی سوال شد چرا به فلان معاونت یکصد میلیون تومان بلاعوض هدیه داده ای گفت این آقا خدماتی کرده که باید او را طلا بگیرند . بعد هم اضافه کرد این آقای معاون در زمان شهید رجایی 16هزار مدرسه ساخته است و در زمان من همه پل های تهران را او ساخته است . فرض کنیم این حرف های متهم راست است . این فردی که 16 هزار مدرسه در ظرف مدت کوتاه دولت شهید رجایی آن هم نه در تهران بلکه در آن ایام با وجود از هم پاشیدگی ادارات و با توجه به پراکندگی در سطح کشور خیلی سخت تر از یک کار متمرکز است بپرسید صد میلیون که هیچ صد هزار تومن هم اضافه بر حقوق و مزایای معمولی از شهید رجایی گرفته نشده است ؟ مطمئنا خیر . چون مدیریت برجسته شهید رجایی در این بود که بتواند زیردستان را با توجه دادن به معنویت و کار برای خدا و یادآوری اینکه همه مدیون مردم هستیم و باید برای آنها بی منت خدمت کنیم به کار تلاش تشویق کند

نتیجه تفکر تحمیلی که کم و بیش منشاء آن غرب و دستگاههای لیبرال است که تنها ارزش ها را در پول می بینند و مدیران تنها ابزار مدیریتی خود در مقابل زیردستان را هزینه های مادی می بینند .

  • جوین حری

لجن پراکنی برخی روزنامه های زرد

دوشنبه 5خرداد 1393 باز هم با صحنه عجیبی برخورد کردم . باز هم روزنامه های مختلف تیتر یکسانی را برای خود انتخاب کرده بودند .
باز هم یاد فرمایشات رهبری در سالهای گذشته افتادم :"گویا 10 تا 15 روزنامه از یک مرکز هدایت می شوند .از تیتر های شبیه به هم در قضایای مختلف استفاده می کنند ، قضایای کوچک را بزرگ جلوه می دهند و تیتر های استفاده می کنند که هر کس به آنها نگاه کند ، تصور خواهد کرد در این کشور همه چیز از دست رفته است ."بورسیه شدگان در روزنامه های زنجیره ای

اما سخن همین جا باقی نماند و آیت الله هاشمی رفسنجانی در روز سه شنبه موضعی جالب توجه گرفت . او گفت :«این تبعیض ها، روح استعداد را در کالبد جوان جامعه می کشد و جوانان را برای تلاش و کوشش نا امید می کند.» بنده عجیب احساس می کردم آقای هاشمی رفسنجانی ماجرای بازدید مهدی هاشمی از دانشگاه های آزاد در لندن را مد نظر قرار نداده است .
ماجرا به همین جا ختم نمی شود و آقای صدیقی در نشست خبری یکشنبه 11 خرداد حاضر می شود و از عملکرد رسانه های گلایه می کند . او اعلام می کند :«جا دارد از عملکرد رسانه‌هایی که بدون توجه به آمار و ارقام، با حاشیه‌سازی موجبات آزردگی کلیه بورسیه‌ شدگان را فراهم آوردند و هم از عکس‌العمل‌های شتاب‌زده و هیجانی برخی دیگر از رسانه‌ها و افراد، عمیقاً احساس تأسف کنیم.»
در ادامه اعلام می شود از این 3002 نفر بورسیه شده
933 نفر مربیان دانشگاههای کشور هستند و 185 نفر هم با استفاده از آیین نامه ایثارگران بورسیه شده اند و 1884 نفر هم دارای قبولی برای خارج از کشور بوده اند که بورس خود را به داخل تبدیل کرده‌اند .
اما حالا با اعلام استیضاح وزیر علوم برخی نمایندگان استیضاح را تاوان افشای بورسیه های دولت گذشته می دانند . حال راه حل چیست؟
در این اوضاع بهترین کار شفاف سازی برای مردم است که این هزینه های بیت المال برای چه کسانی می شود و فایده و ثمرش چه بوده است .
با توجه به تعارض علوم انسانی غربی با علوم انسانی اسلامی ایران و تاکید رهبری بر بومی سازی علوم ، وزارت علوم تعداد تحصیل شدگان در علوم انسانی و مهندسی و پزشکی را به تفکیک اعلام کند .
ای کاش شفاف سازی صورت گیرد که مدیران غربزده ی فرنگ رفته ی دارای مدرک دکترا هزینه تحصیلشان را از کجا آورده اند .

  • جوین حری

هنگامی که فرانسیس فوکویاما در کنفرانس بازشناسی هیت شیعه در اورشلیم ، شیعه را به پرنده ای دارای دوبال و زرهی برتن  تشبیه کرد هیچ گاه فکر نمی کرد تحلیلش زبان زد خاص و عام شود و در تک تک منابر ایران گفته شود .


اما آنچه امروز باید بسط و شرح داده شود و در منابر کوچه و بازار فریاد شود مقاله ای اقتصادی _ اجتماعی از پژوهشگاه پیترسون وابسته به کنگره آمریکاست .

در این می شود ذکر می شود ما نمی توانیم با  تحریم اقتصادی ایران را شکست دهیم مگر با سه شرط :

شرط اول : اینکه ما بتوانیم ایران را در زمینه کالاهای کلیدی و تکنولوژی اصلی تحریم کنیم که البته در ادامه توضیح داده شده  این امر نشدنی است زیرا ایران می تواند در زمینه فن آوری به راحتی شبیه سازی کند و یا جایگزینی برایش تولید کند.

شرط دوم : اتحاد جامعه جهانی را علیه ایران سازیم . در ادامه توضیح داده که این هم نشدنی است زیرا کشور های ذی نفع مانند چین و روسیه و ... بر خلاف رویه آنها عمل خواهند کرد .

شروط سوم : مردم ایران ادراک روانی نسبت به تحریم ها پیدا کنند . یعنی با هر تحریمی نسبت به تهیه و انبار محصولات کم شده در بازار اقدام کند و تا چند برابر آن را ذخیره کند . خودشان در ادامه نوشته اند که این در مورد ایران پاسخ می دهد .


فتنه آینده اگر اقتصادی باشد باید بر موارد فرهنگی مانند فوق کار شود .

  • جوین حری
عجب خاطراتی داشت این حاج محسن رفیق دوست با انقلابمان.

1. اولین تعجب من در جایی بود که دکتر شریعتی را شهید خوانده بود ولی در پاورقی به سکته اش در معترف بود .
2. بحث های اعتقادی زندانی ها با چپی ها فوق تصور من بود . هیچ گاه این حد انحراف را برای چپی ها متصور نمی شدم .
3.هم سلولی بودنش با هاشمی رفسنجانی شاید گره  دیگر از تحولات نادیده من را گشود .همچینن با منتظری و طالقانی وعزت شاهی و لاهوتی هم سلولی بود.
4. در قسمتی از کتاب احساس جداشدنش از مردم را کردم . آنجا که امام به زیارت حاج عبدالعظیم می رود و این آقا محسن برای رهایی از انبوه جمعیت تیر هوایی رها می کند . آخر مرد مومن این مردم سالهاست امام را ندیده اند و برایش به خیابان ها آمده و جان عزیز خود را به خطر انداختند .آن وقت شما با رها کردن تیر موجبات دوری از مقتدای دینی شان را فراهم می کنی .
5. دیدارش با امیر عباس هویدا برایم جالب افتاد . نقل می شود در حالی که در حیاط زندان قدم می زدیم هویدا به من گفت "من فکر نمی کردم شما دوامی داشته باشید ، ولی مطمئن باشید که حکومتتان بادوام خواهد بود ، چون با این بی تجربگی ، به این زیبایی و استواری مملکت را می چرخانید ، معلوم است با دوام خواهید بود .
6. شرح خوبی از سپاه پاسداران و مشکلات آن هنگامی که زیر نظر دولت موقت بود می دهد ، ولی آنقدر ضعف مدیریتی دارد که برای متحد کردن نیرو های سازمان یافته مانند مجاهدین انقلاب و نیروهای ابوشریف در جلسه دست به اسلحه می برد تهدید به کشتن همه و سپس خودش می کند تا بتواند نیروها را سازماندهی کند ( تازه آن هم نصفه نیمه ).
7.چقدر سپاه از نداشتن رسانه ضربه می خورد ، هنگامی که هاشمی 20میلیون تومان برای امورات سپاه می گیرد صدای تمامی روزنامه ها در می آید و مدیریت ضعیف تا چقدر که نیروهای خودی می آیند و از گرفتن حقوق سرباز می زنند و مدیریت حاج محسن باز هم کمیتش می لنگد .
8. در انتها نکته دیگری هم برایم جالب آمد . هنگامی که می خواستند برای رجل سیاسی محافظ بگذارند بسیاری از جمله مهندس غرضی معترض شدند . تا هنگامی که شهید مطهری را ترور کردند و آنگاه راضی شدند برای رجل سیاسی محافظ بگذارند .( آخر شما که با چپی ها حشر و نشر داشتید و خوب می دانستید مسلح هستند و از دزدی و حمله و ترور اجتناب نمی کنند ، حتما باید این بزرگواران ار به شهادت می رساندند تا شما دست به کار شوید . )
  • جوین حری
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۲ تیر ۹۳ ، ۰۹:۵۱
  • ۱۸۱ نمایش
  • جوین حری

ای کاش این سخنان از زبان یک غیر روحانی شنیده می شد . ای کاش آقای ریس جمهور حداقل این صحبت ها را نمی کرد . جدای اینکه این سخنان ایجاد حواشیی باشد  در جامعه برای نادیده شدن مشکلات اقتصادی و انتقادات وارد بر دولت باشد . دوست دارم چند نکته پیرامون سخنان اخیر آقای ریس جمهور بنویسم .


سخنان دکتر روحانی در 3 خرداد 93: " بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم.همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد"
دکتر روحانی : "دین را نباید به دست دولت داد، چون دین در دست کارشناسان،‌علما ، صاحب نظران و دلسوزان است و آنها باید دین را تبلیغ کند و دولت باید حمایت کند... عده‌ای مدام غصه دین و آخرت مردم را می‌خوردند در حالی که نه می‌داند،‌ دین چیست و نه آخرت. اما همیشه غصه آخرت را می خورند..."


حال شما آقای روحانی که خود در سوگند نامه ریس جمهوری بر پاسداری قانون اساسی سوگند یاد کرده اید ، و خود را یک حقوق دان می دانید لازم است چند اصل قانون اساسی را مجددا بخوانید :

  • جوین حری

شما آنگونه فکر می کنید که زندگی می کنید .

به ترتیب آن توجه کنید .

اگر در زندگی تان تقوا بورزید نتیجه تقوا فرقان است .

در باره سبک زندگی آمریکایی و چگونگی حل نشدن در نظام آمریکا واقعا کتاب قشنگی بود . این بی وتن


  • جوین حری

باید برای ریشه کن شدن یک استدلال نادرست تلاش کنیم .مغالطه و یا کج فهمی به وجود آمده از دموکراسی و حق رای مردم .

این اشتباهی است که در دولل مختلف از سازندگی و اصلاحات تا عدالت و اعتدال دچار آن بودند و خوشحالی رای مردم چنان در آنها نسوخ کرده بود که برخی دولت مردمان را دچار ثقل سامعه کرده بود . آیا در انتخاباتی که با آوردن رای بالا فرد مذکور به پست و مقامی می رسد جایز است خود را فعال ما یشا بداند و منتقدین را به جای تکریم ، مهجور نماید . مگر نخوانده اید از امیرمونان که می فرمایند : "من حذرک کمن بشرک " 


این کج فهمی در ریس جمهور اول انقلاب ( بنی صدر ) به قدری زیاد شده بود که حتی حق رای را نیز از بزرگان سیاسی زمانه نیز صلب می کرد .


اپیزود دوم

چرا برخی رسانه ها تلاش می کنند فقط اصولگرایان را منتقد دولت جلوه دهند ، این درست است که اصولگرایان منتقد دولت هستند ولی تنها منتقدین نیستند . فراموش کرده اید واژگانی مانند رحم اجاره ای و رابطه صیغه موقت را در عرصه سیاست وارد کردند و یک صدا برخی فعالیت های دولت را کوبیدند و در بسیاری از قضایا حمایت خود را از دولت سلب کردند .

این مناقشه ی چندان صحیحی نیست که دوستان منتقدین را در اصولگرایان و وباالخص پایداران و یا حامیان دولت کنند و نیت خوانی کنند که نقد آنها از روی غرض  و تضعیف دولت می باشد .

و در انتها برای دولت آقای روحانی نیز دعای خیر و سرانجام نیک می کنم و طلب هدایت برای آن دسته از سیاسیونی می کنم که دوست دارند دولت زمین بخورد و به واسطه آن خود بر سر کار بیایند .


حال این روزهای من مانند آن 5مرزبانی است که از خواب بیدار شده و محاصره می گردند و حال آرمین رزم دیده مانند هاشمی رفسنجانی بعد از رد صلاحیت است .

  • جوین حری

مدتی زیادی است روند اوکراینیزه کردن ایران تیتر یک بسیاری از روزنامه های و سایتهای خبری تحلیلی شده و ذیل آن سفر های دیپلماتیک و باز شدن دفاتر مختلف در تهران مطرح گردیده است .

اما آنچه حقیر را مضطر ساخت بعد دیگری از این مقوله است.

روند اوکراینیزه کردن نیاز به تجمع و به صحنه کشیدن مردم دارد . انها تشکیلاتی و حساب شده !

آقای هاشمی رفسنجانی و آقای محجوب

در روزکاگر هر دو سیاستمدار بر رهپیمایی های کارگری تاکید می ورزیدند و خواستار برگزاری یک راهپیمایی بودند . این بزگواران راهپیمایی های اعتراض آمیز سال 88 را فراموش کرده اند یا فکر می کنند در این حرکت حقوقی که از کارگران صلب شده بازگردانده می شود . یا شاید فکر می کنید آتشی در دل کارگران نهفته که  اعتراض آب سردی بر آن است .

خیر دوستان ، شما خواسته یا نا خواسته روند اوکراینیزه کردن ایران را با این صحبت ها تسریع می بخشید . اگر نگران کارگران هستید زودتر اقتصاد ایران را جراحی کنید .

تجمعات میدان فاطمی 

عزیزان من ، تجمعات غیر قانونی ، غیر قانونی و خلاف شرع است . خواه کار سبزهای .... باشد یا کار انصار حزب الله یا پایداران .

در ثانی باید مسائل را اصلی و فرعی دید . خطر تجمعات غیرقانونی در این شرایط بیشتر است یا اهمیت کم  به حجاب !! یا بند میم وصیت نامه امام را خوب نفهمیده اید یا دوست دارند کم کاری چند دهه بعد از سید شهیدان قلم را به دست فراموشی بسپارند که اینگونه بی مهابا به میدان ریخته اند و به استناد وصیت امام راه را برای اوکراینیزه کردن ایران همواره نموده اند .



آنچه که در نقد باید محرض باشد این است که منتقد یک مطلوبی را مد نظر داشته باشد و راه رسیدن به آن مطلوب را بداند . در ثانی بتواند مسائل را اصلی و فرعی ببیند و هیچ گاه تیتر مطلبی را برای حاشیه خراب نکند .




++دوستی می گفت دوران وبلاگ نویسی دیگر گذشته ، شبکه های اجتماعی نیز به ذوال رفته ، امروز لاین و وی چت و .... همه جا رو گرفته . وبلاگ یه جاییه که بگی منم هستم . همین!

+++باید تمرین نوشتن کرد ! آخرین وبلاگ هایی که تونستند جریان سازی کنند آهستان امید حسینی و شاید وبلاگ ابطحی بود .

++++ برخی وبلاگ نویسان دوست داشتینی رو که به آرشیوشون نگاه می کنم از نوشته هاشون خندم می گیره !!!

  • جوین حری