جوین

غلام سیاه روی امام

جوین

غلام سیاه روی امام

جوین

گفت: به خدا سوگند، بویى بد، تبارى پست و رنگى سیاه دارم، پس بهشت را از من دریغ مَدار تا بویم خوش و تبارم، نیکو و رویم سپید شود! نه! به خدا سوگند، از شما جدا نمى‌شوم تا اینکه خون سیاهم با خون شما، در آمیزد.

پیوندهای روزانه

ژنو و انتقادات

دوشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۵۳ ق.ظ

سخنرانی زیر در رابطه با قرارداد ژنو می باشد

پیشنهاد می کنم دانلود کنید.


بیش از یک ماه قبل، گفتگویی با یکی از دوستان وبلاگی درباره توافقنامه ژنو داشتم. از آنجا که پس از امضاء این توافقنامه توسط دولت تدبیر و امید! و گروه 1+5 ابهامات بسیاری پیرامون برخی مفاد این توافقنامه منتشر شد و دولت ژنرال ها! نیز مردم ایران را نامحرم خود دانست و توضیحات شفاف و مفصلی از این توافقنامه ارائه نکرد! و همچنین به جهت اینکه تفاسیر زیادی از این توافقنامه توسط کارشناسان داخلی و خارجی به خصوص جان کری و اوباما ارائه شد که احتمالا با روح تفسیر وزارت خارجه دولت راستگویان! در تضاد ماهوی و مبنایی است، بنده اهم مباحثی که در آن گفتگو مطرح نمودم را در قالب چند نکته اساسی و اندکی اضافات، جهت تنویر افکار از ما بهتران منتشر می کنم. پیشنهاد می کنم حتما بخوانید و قضاوت کنید.

حتما شاهد بودید که در خلال مذاکرات، جان کری بارها و بارها به سرزمین های اشغالی سفر کرد تا رضایت صهیونیست ها را درخصوص مذاکرات کسب کند. سوال: اختلافات رژیم صهیونیستی و آمریکا بر سر چه بخشی از برنامه هسته ای ایران بود؟ صهیونیست ها اعتقاد دارند هدف اصلی ایران از برنامه هسته ای اش تولید سلاح اتمی است. لازم است بدانید که برای ساخت سلاح اتمی سه مرحله نیاز است: 1) تولید 5 کیلو پلوتونیم 238+ یا 20 کیلو اورانیوم 235+ . تا آنجا که بنده به خاطر دارم صهیونیست ها معتقدند با توجه به قابلیت ها و ظرفیت های ایران ، این کشور می تواند در عرض 7 هفته در راکتور اراک  یا فردو و نطنز مواد لازم برای ساخت این تعداد مواد را تولید کند. 2) پس از تولید مواد هسته ای این مواد باید تبدیل به کلاهک هسته ای یا همان بمب اتم شود. 3) در این مرحله نیز بمب اتم باید سوار بر موشک شده و آماده شلیک از هواپیما یا از سطح زمین یا زیردریایی شود.

جان کری در سفرهای خود به تل آویو قصد داشت تا مقامات اسرائیلی را متقاعد کند که آمریکا این قابلیت را دارد که حتما در یکی از مراحل سه گانه بالا متوجه این اقدام ایران شده و از آن جلوگیری نماید. اما صهیونیست ها به این موضوع اعتقادی نداشتند و معتقد بودند ایران دارای تاسیساتی است که آمریکا از آن باخبر نیست و این امکان وجود دارد که ایران به بمب اتم دست یابد. صهیونیست ها اعلام کردند اگر توافقنامه ژنو قدرت بازدارندگی بالایی نداشته باشد حتما آن را وتو کرده و خود راساً وارد کارزار برچیدن تاسیسات هسته ای ایران خواهند شد. به همین جهت است که اوباما و دیگر سران آمریکایی بارها و بارها موضوع برچیدن کامل برنامه هسته ایران و همچنین توقف این برنامه پس از 10 سال را بارها و بارها مطرح نموده و از قصد خود برای توقف کامل آن در آینده (علی رغم تکذیب ایرانیان در این خصوص) را مطرح می نمایند! هفته نامه معتبر اکونومیست درباره هدف نهایی امریکا از مذاکرات عقیده دارد: «اوباما می گوید ایران باید محدودیت های شدید بر برنامه هسته ای خود را بپذیرد و گزینه تولید سلاح هسته ای را در این کشور غیرممکن سازد. در حقیقت، هیچ توافقنامه ای نمی توانند به صورت دائم توانمندی ایران را برای دستیابی به بمب هسته ای درصورتیکه این کشور واقعا به دنبال آن باشد از بین ببرد، می توان زیرساخت های این کشور را از کار انداخت اما دانش فنی این کشور را نمی توان از بین برد. هدف واقعی اوباما این است که گزینه تولید سلاح هسته ای برای ایران تاحد امکان دشوار و سخت شود و همچنین این کشور امکان تولید بدون شناسایی مقادیر قابل توجهی مواد شکافت پذیر را نداشته باشد».

اکونومیست از قول گری سامور مشاور پیشین اوباما این موضع را مطرح کرده است که ایران اساسا نباید زیر ساخت گریز هسته ای داشته باشد: «سامور گفت تمرکز صرف بر محدود کردن توانمندی فرار هسته ای ایران یک مسئله انحرافی است و مسئله اصلی این است اگر ایران زیرساخت های هسته ای کافی داشته باشد می تواند کارشناسان و مواد هسته ای خود را به تاسیسات های مخفی منتقل کند.». در این راستا بد نیست برخی از مفاد توافقنامه را با این پیش فرض مرور کنیم.

برخی از تعهدات ایران:

1. در توافقنامه ژنو ذکر شده که ایران بر اساس توافق طرفین و نه بر اساس NPT ، حق دارد با موافقت آمریکا غنی سازی در خاک خود انجام دهد! اصولا تفسیر آمریکایی ها از بند 4 NPT ، اجازه دادن به کشورهای جهان برای غنی سازی در خاک خود نیست بلکه آنها می گویند هر کشور حق دارد از انرژی صلح آمیز هسته ای استفاده کند. حالا مواد هسته ای مورد نیازش را باید از کجا تامین کند؟ از کشورهایی که حق تولید دارند! حالا چه کشورهایی بدون محدودیت حق تولید دارند؟ شما بگردید و پیدا کنید!

لازم است بدانید که به غیر از کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و فرانسه و یکی دو کشور دیگر... فقط 5 کشور دیگر جهان با اجازه آمریکا حق پیدا کردند به صورت بسیار محدود و فقط برای مصرف داخلی شان غنی سازی کنند. آلمان، هلند، بلژیک و ...خب با این تفاسیر ایران نیز بعنوان ششمین کشور می تواند با توافق با آمریکا حق غنی سازی داشته باشد. تا اینجا همه چیز عالی است.. اما از این به بعدش خیلی جالب خواهد بود.

تفسیر آمریکایی ها پس از این توافق این بود که ایران باید به اندازه نیروگاه هایی که دارد مواد هسته ای تولید کند. خب ما چند نیروگاه در کشور داریم؟ بوشهر و اراک. نیروگاه آب سنگین اراک که قابلیت تولید مواد هسته ای با غنای بالا داشت عملا با این توافقنامه تعطیل شد. نیروگاه بوشهر هم تا 5 الی 6 سال آینده سوختش را از روسیه تامین خواهد کرد. فعلا هم که ما بیش از 10 هزار تن مواد 5 درصد داریم که قادر است سوخت 5 سال نیروگاه بوشهر را تامین کند. ضمنا ایران با توافقنامه ژنو حق انباشت بیش از 10 هزار تن را ندارد! 196 کیلو مواد 20 درصد هم که با این توافقنامه اکسید و رقیق شدند. با این اوضاع فعلا ما تا حدود 10 سال آینده نیاز به تولید سوخت نداریم و نیاز به غنی سازی هم نیست. پس چه شد؟ از نظر آمریکایی ها طبق این توافق نامه ما فعلا تا 10 سال آینده نیاز به غنی سازی و ذخیره مواد هسته ای 5 درصد نخواهیم داشت!

اگر هم بعد از 5 سال بخواهیم غنی سازی اورانیوم داشته باشین باید سطح غنی سازی، تعداد ماشین ها، درصدش غنی سازی، مکان و تاسیسات آن و از همه مهمتر نوع سانتریفیوژها با تایید آمریکا باشد. جالب است بدانید که معاون سوزان رایس مشاور سیاست خارجی آمریکا هم پس از مذاکرات ژنو اعلام کرد: حداکثر حدی که آمریکا به ایران اجازه غنی سازی در خاک خودش را خواهد داد 3 هزار سانتریفیوژ نسل 1 یا حداکثر 2 و در سطح 5 درصد خواهد بود! اکونومیست هم خبر داده است که امریکا می خواهد تعداد ماشین های ایران در گام نهایی زیر 5000 عدد باشد. ایران در حال حاضر حدود 20 هزار سانتریفیوژ فعال دارید که با رسیدن به توافق نهایی بسیاری از آنها تعطیل خواهند شد!!. این را هم بدانید که اگه قرار شد ایران در خاک خودش غنی سازی کند همه برنامه غنی سازی اش باید به صورت متمرکز در یک نقطه و رو زمینی باشد (تا اگر قرار شد روزی این تاسیسات مورد حمله قرار گیرد، به راحتی از بین بروند). کاری که تا قبل از این به دلیل فعالیت سایت فردو در صدها متر زیر زمین قابل انجام نبود.

2. از دیگر بندهایی که ایران پذیرفته در این شش ماه آن را اجرایی کند این است که ایران باید در عرض 3 ماه اطلاعات جزء به جزء تمامی مکانهایی که مرتبط با برنامه هسته ای هستند را تمام و کمال در خدمت آژانس قرار بدهد که این از پروتکل الحاقی هم فراتر رفته است! این بند تایید می کند که ایران باید ریز به ریز آمار و اطلاعات تمامی تاسیسات بزرگ و کوچک هسته ای را به همراه توان تولید کشور و آمار همه دانشمندان هسته ای و هر چه که فکرش را بکنید در عرض سه ماه در اختیار قاتلان شهدای هسته ای مان قرار بدهد. حتی دسترسی به دوربین های آفلاین تاسیسات هم مورد تاکید 1+5 بود!! سوال: به نظر شما دستگاه های جاسوسی غرب با چه هزینه ای و ظرف چند سال باید این همه اطلاعات به دست می آوردند؟؟ این بند نشان داد آمریکا در این مذاکرات به دنبال راهی است که اگر روزی توافقنامه ژنو ملغی شد بتواند آمار و اطلاعات برنامه هسته ای ما را به راحتی آب خوردن و در عرض 3 ماه به دست آورد.

3. در این توافقنامه مابین توافق اولیه و توافق نهایی بین ایران و 1+5 زمانی تعیین نشد! ولی تاکید شد که زمان شش ماهه اولیه با توافق دو طرف قابل تمدید می باشد! در ابتدای پاراگراف دوم بخش مقدمه توافقنامه، بندی وجود داره که می گوید "در فاصله میان گام‌های اولیه و گام آخر، گام‌های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت" !!!! خب یک نفر به بنده بگوید که قطعنامه های شورای امنیت که علیه برنامه هسته ایران صادر شد چه مفادی داشت و چه چیزهایی از ایران می خواست؟ در یکی از این قطعنامه ها داریم که همه تاسیسات غنی سازی در ایران بل کل باید برچیده شده و تمامی تاسیسات از بین برود و سیستم های موشکی و پدافندی ما باید عقیم سازی شود و ایران باید دست از تروریسم در منطقه بکشد و به گزاره های حقوق بشری پایبنده باشد و دهها مورد دیگر! خب اگر قرار بود ما قطعنامه های شورای امنیت را بپذیریم که از ابتدا این همه مذاکره نمی کردیم و آن همه تحریم نمی شدیم!!! برای همین هم بود که مشاور سوزان رایس پس از مذاکرات ژنو گفت: از دید ما رسیدن به توافق نهایی با ایران 20 سال طول خواهد کشید!! و این موضوع توسط دیگر سران آمریکایی نیز تایید شد!


در مقابل تعهداتی که ایران طبق توافقنامه ژنو ملزم به اجرای آن شد، 1+5 نیز متعهد شد بخشی از تحریم های ایران را تعلیق کند که به نظر می رسد در مقایسه با تعهدات ایران خفیف تر به نظر می رسد. بر اساس توافقنامه ژنو 1+5 متعهد شد:

1. تحریم خودرو و قطعات هواپیما را تعلیق کند که اولا این رفع تعلیق قبل از آنکه به نفع ایران باشد به نفع شرکت های زیان دیده پژو و ایرباس فرانسه است چون ایران باید با کشورهایی که قبلا مراودات اینچنینی داشته مراوده داشته باشد... ثانیا تاثیر چندانی در 6 ماه آینده روی صنعت خودرو و حمل و نقل ما نخواهد داشت. شاهد اینکه درهفته های اخیر بازار خودروی کشور نه تنها از رکودی که به آن دچار بود خارج نشد بلکه زمزمه هایی مبنی بر افزایش قیمت خودرو نیر شنیده می شود. در قیمت بلیط های هواپیما نیز تغییری حاصل نشد!

2. طبق توافقنامه ایران اجازه دارد به کشورهایی که تاکنون از ایران نفت می خریدند به همان اندازه نفت بفروشد. این یعنی قانونی که خریداران نفت ایران را ملزم می کرد (هر شش ماه باید 20 درصد از خرید خود از ایران را کاهش دهند) فقط برای یک دوره شش ماهه تعلیق خواهد شد. با این لطف آمریکایی ها!! ما می توانیم همان حدود 940 هزار بشکه فروش روزانه خودمان را تا 6 ماه آینده بفروشیم. بد نیست بدانید تمامی مبلغ فروش نفت در این دوره نیز به ایران نمی رسد بلکه تمامی این مبلغ مثل گذشته بلوکه شده و فقط چهار و دو دهم میلیارد دلار آن به ایران در 8 قسط عودت می شود!!

3. تحریم طلا و پتروشیمی ایران نیز تعلیق می شود اما باز هم بد نیست بدانید بر اساس قوانین تجارت جهانی و ظرفیت های ایران، ایران نمی تواند در این مدت شش ماهه بیش از یک و نیم تا دو میلیارد دلار تجارت طلا و پتروشیمی داشته باشد!!

4. یک و سه دهم میلیار دلار از پول های بلوکه شده ایران نیز خرج مواردی چون خرید دارو و اقلام کشاورزی و هزینه دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور خواهد شد که مستقیما توسط 5+1 پرداخت خواهد شد نه اینکه این مبلغ به ایران داده شود!! یعنی آنها پول ما را به طلبکاران مان می دهند نه اینکه پول را به حساب ما واریز کنند!

5. سر جمع این مبالغ می شود حدود 7 ای 8 میلیارد دلار..! بنده تعلیق تحریم کشتی رانی و بیمه آن را هم به اینها اضافه می کنم و فرض می کنم که در این شش ماهه ما از این بخش هم حدود 1 میلیارد دلار سود کنیم که بعلاوه قبلی ها می شود 9 میلیارد دلار!

** جان کری در ماه دسامبر در کنگره اعلام کرد: ما خود را برای توافقی بدتر از این آماده کرده بودیم! (فهمیدید چی شد؟)

بخش پایانی و نتیجه گیری

1) پس از امضاء این توافقنامه سران دولت به خصوص شخص روحانی دچار شعف و خوشحالی بسیاری شدند و توافقنامه ژنو را به سند رهایی ایران از قفس تحریم ها تشبیه نمودند، که جای تعجب بسیاری داشت. به زعم نگارنده، این شعف و خوشحالی دولت به جهت رفع برخی تحریم ها و خروج اقتصاد ایران از وضعیت فعلی نبود بلکه، گفتمان و مدلی که دولت روحانی بر اساس آن بنا شده گفتمان توسعه محوری با استفاده از الگوی غربی توسعه است. این یعنی چه؟ یعنی ما برای رفع مشکلات درون باید روابط مان را با بیرون ارتقا دهیم و رفتارهای ضد امنیتی مان را کاهش دهیم و چه و چه.. از این رو رسیدن به هر توافقی با غرب ارزشش برای دولت بسیار بیشتر از مفاد توافقنامه ژنو یا هر توافقنامه دیگری بوده و خواهد بود. از منظر دولتی ها ایران باید یک کره جنوبی، ژاپن یا مالزی شیعه و اسلامی شود و برای رسیدن به این نقطه ما هیچ نیازی به موشک بالستیک، نیروی قدس، گفتمان مقاومت و حمایت از سوریه و حزب الله و... نداریم و چه بسا داشتن این امتیازات به ضرر امنیت ملی ماست!

2) وندی شرمن دقیقا یکی دو روز پس از توافقنامه ژنو به کنگره آمریکا فراخوانده شد. در آنجا یکی از سناتورهای کنگره از او پرسید: آیا شما به ایرانی ها گفتید (یا آنها می دانند) که اگر تمامی برنامه هسته ای شان را برچینند و همه تاسیسات شان را از بین ببرند و دست از غنی سازی بردارند باز هم ما تحریم های اصلی ایران در زمینه مالی و نفتی و بانکی را بر نخواهیم داشت؟ وندی شرمن هم گفت بله ایرانی ها می دانند!!!! این یعنی طبق گفته خود آمریکایی ها زمانی تمامی تحریم ها برداشته خواهد شد که ایران دست از تروریسم!!! بردارد و به و قطعنامه های حقوق بشری سازمان ملل تن در دهد!! جالب است که مذاکره کنندگان تیم هسته ای ایران نیز کاملا از این موضوع باخبر بودند. (تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل)

3. مقام معظم رهبری در 12 آبان 92 فرمودند "از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه‌ى دیپلماسى فعّالیّت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبلیغات چى‌هاى مواجب‌بگیر دشمن و بعضى از تبلیغات چى‌هاى بى‌مزد و مواجب - از روى ساده‌لوحى- نتوانند افکار عمومى را گمراه کنند".

برآورد نظام جمهوری اسلامی در سالهای اخیر این بود که تهاجم رسانه ای غرب علیه افکار عمومی داخل، دارد مردم را به این نتیجه می رساند که همه مشکلاتی که ما داریم به دلیل عدم رابطه با آمریکا و حمایت از سوریه و لبنان و فلسطین است. یعنی اغنای عمومی دیگر همانند گذشته با شعار و فراخوان و اینها جواب نمی دهد و باید خوی استکباری و دشمنی آمریکا و غرب در میدان عمل به مردم ثابت شود. اما فرصت این کار در دولت احمدی نژاد فراهم نبود.. اما در برهه کنونی با توجه به روی کار آمدن دولتی که زاویه اش با نظام مشخص است و شکست او در مذاکرات پای نظام و جریان اصولگرایی نوشته نخواهد شد و در مقابل ظرفیتی که اینها برای ارتباط با خارج دارند و در نهایت با توجه به شناختی که ما از دشمنان خود داریم.. بهترین فرصت را مقابل جمهوری اسلامی قرار داد تا بتواند به افکار عمومی داخل در عمل اثبات کند که طرف مقابل به دنبال چیست و چرا تا به امروز ایران اسلامی موافق بازگشایی درهای خود به سمت آنها نبود. در مقابل ، نحوه مواجهه با این دشمن هم مشخص می شود. یعنی اثبات می شود که باید در مقابل این دشمن مقاوم بود نه اینکه وا داد. فرصتی که نظام با تاکتیک نرمش قهرمانانه به دولت داد فرصتی استثنایی برای دولت روحانی است تا بتواند قابلیت های خودش را در عرصه سیاست خارجی به منصه ظهور برساند اما فرصتی عظیم تر برای نظام است تا دشمن خونی اش را بهتر به مردم بشناساند. به نوعی این دوران دوران گذاری است برای شناخت عملی نسل سوم و چهارم  از دشمن خونی شان آمریکا. دوستانی هم که فکر می کنند این مذاکرات با مدیریت و هدایت مقام معظم رهبری انجام می شد لطفا از خواب بیدار شوند. معظم له بارها اشاره کردند که در جزئیات دخالت نمی کنند و فقط خطوط قرمزی را برای مذاکره کنندگان مشخص کردند که حفظ آنها لازم است. هرچند دولتی ها در همان قدم اول یکی از این خطوط را نقض کردند!

4. درباره خطوط قرمزی که معین شد و تیم مذاکره کننده هم با روی باز و گشاده ادعا می کند که آن را رعایت کرده، با یک مثال ساده توضیح بدهم که فرض کنید نظام به ظریف و تیم اش گفته باشد هرچند ما مشکل اقتصادی داریم و قیمت انرژی هسته ای مان 100 هزار تومان است، شما بروید و برای قیمت آن مذاکره کنید اما حق ندارید انرژی هسته ای را کمتر از 20 هزارتومان نفروشید. یعنی خط قرمز ما 20 هزار تومان به پایین است. تیم مذاکره کننده ما نیز برنامه هسته ای را فروخت 21 هزار تومان! الان هم پز اش را می دهد که ما هم مذاکره کردیم، هم توافق کردیم، هم خطوط قرمز را رعایت کردیم!!!!

5. لایحه بودجه سال 93 به نوعی بسته شده که انگار قرار است همه تحریم ها برداشته شود. آرزوی ما نیز همین است اما ما برعکس بعضی ها عادت داریم از عقل مان هم برای تحلیل داده ها استفاده کنیم! پس با توجه به مواردی که اشاره کردم بنده وضعیتی بهتر از روزهایی که در سال 92 سپری کردیم برای اقتصاد ایران متصور نیستم و اعتقاد دارم در بهترین حالت، این توافقنامه یکی دوبار تمدید خواهد شد و دو طرف به نتیجه ای نهایی دست نخواهند یافت. ضمنا برای کان لم یکن تلقی شدن این توافقنامه نه می توان امیدی به روی کار آمدن یکی مثل لنین در آمریکا داشت که آمد و ترکمانچای را به ما بخشید! و نه بخاری از کنگره چی های جمهوری خواه پول پرست بلند خواهد شد که این شب عیدی یک تحریم دم دستی علیه ایران تصویب کنند تا توافقنامه دود بشود برود هوا و دل مردم خنک بشود! پس فعلا باید نشست و دید در 29 بهمن چه اتفاقی رخ خواهد داد. البته آمریکایی ها محاسبات شان را کردند و قبل از این مذاکرات اعلام کردند: تعطیلی تاسیسات غنی سازی اورانیوم فردو که غیرقابل نفوذ به نظر می رسد، برچیدن تاسیسات آب سنگین اراک، گزارشی رضایت بخش از ایران درباره فعالیت های تسلیحاتی اش (در زمینه هسته ای) در گذشته و همچنین اجرای نظام فراگیر بازرسی که ایران را به امضای پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی ملزم می کند، بخشی از شروط آمریکا در توافقنامه هسته ای جامع است».

6. هاشمی رفسنجانی: تیم مذاکره کننده ما هیچ امتیازی نداد اما باز کردن این حرف حالا زود است و به صلاح نیست ، البته آنها هم در مقابل امتیاز بزرگی ندادند امّا آنچه در مذاکرات جدّی بود روند حل مشکلات از طریق گفتگو بود، هر کسی که علیه این توافقات حرفی می زند قصد فریبکاری دارد. (به قول زیور فیلم آوای باران..  اِ وا)

7. باید صبر کرد و دید دولتی که همه مشکلات اقتصادی کشور را در تحریم ها می دید و راه حل برون رفت از این اوضاع را هم در توافق با غرب جستجو می کرد، حالا که ساختار تحریم ها (همان کمر تحریم ها) شکست است می تواند سر و سامانی به اوضاع اقتصادی کشور بدهد و کشور را از رکود تورمی خارج کند؟

8. نمی دانم چرا.. ولی هربار اسم روحانی را می شنوم یاد پلمب تاسیسات هسته ای می افتم!! امیدوارم حالا که قرار است چرخ سانتریفیوژها نچرخد حداقل چرخ زندگی مردم بچرخد! البته اگر اینگونه بشود باز هم حرف روحانی که گفته بود "چرخ هردوتا باید بچرخد" روی زمین می ماند!

والسلام

از وبلاگ  http://tanzsiasi.blogfa.com/

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۱۱/۰۷
  • ۱۲۳ نمایش
  • جوین حری

سیاسی

نظرات (۱)

  • علیرضا احمدی طامه
  • دانلود کردم

    خیلی عالی بود

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی